مهاجرت به ممالک خارجه
از وبلاگ ژرفا عزيز:
دیشب که با مامانم حرف می زدم گفت رفته بوده آرایشگاه ٬ خانم آرایشگر بهش گفته که نمی دونم کدوم یکی از آشناهاش که توی سفارت استرالیا کار می کنه گفته که به آرایشگرها و مهندس های مکانیک و الکترونیک که بیان استرالیا٬ فورا پاسپورت استرالیایی میدن و به اصطلاح سیتیزن میشن !!!! این چرت و پرت ها رو گوش نکنید بابا جان. هر کس بیاد اینجا٬ بعد از اینکه Permanent Resident شد ٬ باید دو سال توی استرالیا باشه - ۲ سال از ۵ سال که یکسالش هم باید پشت سر هم باشه- که بتونه سیتیزن بشه و پاس بگیره. تازه مثه اینکه می خوان این مدت زمان رو بیشتر هم بکنن. شاید بشه ۳ سال. شاید هم شده الان چون من مدتی ه که سایت مهاجرت رو نخوندم.
یکی دیگه گفته بود که دانشجوهایی که میان اینجا با ویزای دانشجویی ٬ به هیچ عنوان بعد از اتمام درسشون نمی تونن بمونن. این هم چرت ه ! دانشجویی که اینجاست٬ هر وقت ۱۲۰ امتیازش کامل شد می تونه اقدام کنه برای مهاجرت. حتی اگه بعد از اتمام درسش اقدام کنه٬ تا زمانیکه درباره پرونده اش تصمیم بگیرن - که حدودا ۶ ماه طول میکشه - بهش ویزا میدن که توی استرالیا بمونه. اگر هم دوباره بخواد درس بخونه - چه برای مقطع بالاتر و چه برای پایین تر یا هر چی - باز هم بهش ویزا میدن ٬ به شرطی که شرایطی رو که می خوان داشته باشه. این اطلاعات رو من از جلسات مخصوصی که دانشگاه برای دانشجوهای خارجی میذاره ٬ دارم. چند نفر از DIMIA - اداره مهاجرت- میان و به تمام سوالات اینجوری جواب میدن.
هر کسی با هر مدرکی که از ایران بیاد اینجا باید مدتی اینجا دوباره درس بخونه و مدارک اینجا رو بگیره تا بتونه کار پیدا کنه. حتی اگر بخواهید برید توی یه کافی شاپ یا بار کار کنید٬ یا به عنوان بادی گارد جلوی در رستوران بایستید ٬ یه سری دوره های کوتاه مدت - چند روزه - هست که حتما باید بگذرونین و مدرکش رو بگیرین تا بتونین توی این زمینه کار پیدا کنین. مسئله مهم دیگه سابقه کار ه . مثلا فروشگاه لباسی که آگهی استخدام فروشنده زده پشت شیشه اش ٬ وقتی میرین تو و میگین که حاضرین اینجا کار کنین٬ ازتون می پرسه که آیا سابقه ی کار در Fashion دارید یا نه. اگه بگید نه٬ احتمالش خیلی کمه که بهتون کار بدن اگر هم الکی بگین آره که سه سوت متوجه میشن. هیچ چیزش به ایران شباهت نداره. خلاصه اگر از کسی چیزی شنیدین درباره مهاجرت به استرالیا و شرایط اقامت٬ بهتره اول برین توی سایت اداره مهاجرت و از صحتش مطمئن بشین.
یکی از بهترین استادهای طراحی صنعتی مون دو سال پیش با خانمش رفت کانادا. می تونم بگم باسوادترین استاد طراحی صنعتی توی دانشگاه سراسری و آزاد بود. تنها کسی بود که زبان انگلیسیش خیلی خوب بود و اطلاعاتش کاملا به روز بود ٬ مثه بقیه فسیل نبود ! بعد از مدتی از بچه ها شنیدم که اونجا به عنوان دربان بانک - در واقع بادی گارد - کار می کنه. این بنده ی خدا فقط یه کوچولو خالی بند بود. قبل از اینکه بره کلی به بچه ها گفته بود که من عضو هیئت علمی این دانشگاه و اون کالج کانادا هستم. به خودم گفته بود یکی از مشاورهای دانشکده طراحی صنعتی دانشگاه کارلتون در اتاوا ست که من داشتم براش اپلای می کردم. خلاصه اینکه بچه ها کلی بهش می خندیدن که دربان بانک شده. ولی واقعا همینه. هرچقدر هم که در ایران خفن بوده باشید باید این رو قبول کنین که توی کشورهای جهان اول هیچکس برای سابقه کاری تون در ایران تره هم خورد نمی کنه. به مدارک دانشگاهی تون هم در صورتی اهمیت میدن که باز بخوای توی مملکتشون درس بخونی و دوره بگذرونی. خیلی از خود استرالیایی ها یا آمریکایی یا ... حداقل یه بار توی عمرشون یه کار در Hospitality داشتن . مثلا توی کافی شاپ یا رستوران یا بار به عنوان گارسون یا Barista ( کسیکه قهوه رو درست می کنه ) یا Bar Tender کار کردن. اکثر کارمندهای اینجور جاها هم دانشجوها هستن. دانشجوی لیسانس و فوق و دکترا. هیچ هم عار نیست به خدا. پدر من وقتی توی آمریکا درس می خونده و دو تا رشته رو - معماری و مهندسی ساختمان- هم با هم می خونده و با لیسانس ادبیات انگلیسی هم رفته بوده اون طرف٬ یه مدتی توی رستوران به عنوان آشپز کار می کرده و ظرف هم میشسته و میز هم پاک می کرده تا بعد تونسته جایی به عنوان نقشه کش ساختمان کار پیدا کنه. همیشه هم از اون موقع ها با خنده برای همه تعریف می کنه. ولی الان انگار مد شده که یه سری از اینهایی که از ایران میان بیرون به فک و فامیل هاشون در ایران میگن که از همون روز اول وزیر و وکیل و مدیر شدن ! والا طول میکشه تا آدم شغل دلخواهش رو پیدا کنه. بنده هم که مثلا خیلی شغل مرتبط با رشته ام پیدا کردم و فروشنده و طراح جواهر هستم٬ هر روز صبح وظیفه دارم وقتی میرم مغازه تمام شیشه های ویترین ها رو تمیز کنم. هیچ اهمیتی هم نداره که از وقتی چشم باز کردم توی خونه مون کلفت و نوکر داشتیم و من قبلا توی عمرم یه بار شیشه خونه خودم رو تمیز نکردم یا الان دانشجوی فوق هستم و بقیه ی اعضای شرکت همه حداکثر لیسانس دارن. گاهی هم بهم میگن که مثلا فلان ویترین خوب تمیز نشده یا چرا لکه است. یه سری هم توی دانشگاه کار می کنن یا بورسیه هستن یا دانشگاه بهشون کمک هزینه میده که خیلی خوبه ولی اگه بخوان درآمد بیشتری داشته باشن باز اوضاع همینه . اینایی که خارج از ایران هستن باید این چیزها رو بنویسن تا ملت با خواب و رویا بلند نشن بیان اینجا بعد آقای مدیر عامل یا دکتر یا مهندس که ناچار شد بره پیتزا بده در خونه ی مردم ٬ افسرده بشه و خودکشی کنه. اینجا دوباره باید پله پله و از صفر اومد بالا. من هم اگه دو روز دیگه از محل کار فعلیم بیام بیرون و بخوام بگردم دنبال کار بهتر ٬ تا زمانیکه کار بهتر پیدا بشه احتمالا باید برم توی یه رستورانی جایی کار کنم. توی رستوران ممکنه باهام بدرفتاری هم بشه٬ ممکنه سرم داد هم بزنن که چرا اون لیوان ه روی میز ه ٬ ممکنه بهم بگن که ۲۰ دلار از صندوق گم شده٬ ممکنه بهم دستور الکی هم بدن .
اینا نکته منفی نیست ٬ برای نا امید کردن هم نیست . فقط می خوام بگم شرایط با ایران متفاوته. تازه به نظر من خیلی هم خوبه. بابام همیشه میگه تو اگه خودت تا حالا زمین پاک نکرده باشی یا شیشه تمیز نکرده باشی ٬ نمی دونی بهترین راه تمیز کردنشون چیه٬ پس ممکنه به زیردستت ایراد بیخودی بگیری یا دستور غلط بدی برای انجام دادنشون. این مسئله در تمام زمینه ها صدق می کنه. راست هم میگه. من الان می دونم کدوم پارچه برای پاک کردن شیشه از همه بهتره !
مامان غزل خواسته اضافه کنم که : اونایی که توی ایران هستن و از بی اطلاعی مردم سو استفاده می کنن و حرفای اینجوری میزنن هدفشون فقط گول زدن مردم هست و تا میتونن پولشون رو می کشن بالا...
.
